سلام به همه دوستای گلم .خیلی خوشحالم که بالاخره توفیق نصیبم شد و به جمع دوستای گلم اومدم.

اول از همه مرسی از زی زی جون که منو توی جمعشون پذیرفت و مرسی از دوست گلم مینا جون که ما رو با هم آشنا کرد.
مینا جون رسم اینجارو بهم گفته...خوب من زیاد عادت ندارم از خودم یا همسفرم بگم اما چاره ای نیست دیگه!
من ستاره هستم ۲۰ساله از شیراز.اما خوب خیلی وقته که ساکن یزد هستم.دانشجوی بهداشت محیط و در کل ۱دختر همه کاره که توی هر کاری فوضولی میکنه تا ازش سر در بیاره!
و اما همسفرم اسمش میلاده ۲۲ سالشه( اصالتش هم نصف یزدی نصف تهرانیه) و هم دانشکده ای هستیم.اما اون ۱ترم دیگه درسش تموم میشه.
والا ما تو دانشگاه آشنا شدیم دیگه....حالا ریز نمیشم زیاد...میدونید که چی میگم؟!
الانم ۱ ساله با هم هستیم و انشالله قبل از رفتن میلادی به سربازی میخوایم ۱ کارای خیری بکنیم دیگه!!!

خوب دیگه نمیدونم باید چی بگم.سعی کردم چیزی از قلم نیفته!
((در جوب سوالی که پرسیدن هم باید بگم واقعا تو اون لحظه قرار نگرفتم اما میلادمو خوب شناختم.اون منو انتخاب کرده پس من عشقشم. اما اگه بر فرض با دختری ببینمش شک نکنید روح انتقام جوی من ساکت نمیشینه
و تا زمانی که منو با ۱ پسر نبینه خیالم راحت نمیشه. چون باید درک کنه من چی کشیدم!!!
بعدم ولش میکنم دیگه!
))
راستی الانم اینترنت پر سرعتم راه افتاده کلی خوش به حالمه.چون زودی پستو گذاشتم 
اهان ۱چیزایی هم از خودم بگم===>۱.کلا آدم عجولی هستم
۲. عاشق همه چیز هم هستم از لوازم آرایش گرفته تا لوله کشی و ...
۳.امسال هم کنکور کارشناسی دارم .واسم دعا کنید قبول شم و بشم خانم مهندس
همین دیگه....فعلا زیادی پر حرفی کردم.
نوبتم که بشه بازم میام
فعلا بابای
دل کوچکت اگر شکست
واگر در کوچه پس کوچه های زندگی تنها ماندی
وکوه غم پشتت را خم کرد
به یاد داشته باش که همیشه نگاه دوستی به وسعت مهربانی پناه قلب تنهایت است!
خدا همیشه کنار تنهاترین هاست
از یادش مبر...
از یادش مبر!!!

