


سلام به همه دوستای گلم اینم نامه ی سوشیانت واسه عزیز دلم : محسن
بر آستانه ی در سایه ای بر تنهایی ام افتاد، بی آنکه به من مجال سلامی بدهد ... نه برای آیینه ها چاره ای مانده بود نه برای پاهای من !!! هزار شکوفه بر قامتم رویید ؛ هزار جوش ... به کدام عالم بودم ؟؟!!
فراموشم شد ! اسب سفید پوشی بر آخور رویاهایی که دیده بودم شیهه نمی کشید ...!
اما آمده بود...شاهزاده ی من ... هم او که همه ی جاده ها را با اشک چشم و خون دل آب و جاروی قدومش کرده بودم. احساس غریبی در رگهایم با خون تلمبه می شد .
حال دیگر من بودم چون او بود...!
بی نیاز از تحلیل دلگیر عشق و تبعید زیباترین احساسمان به دورترین نقاط. هم آوا با دانه ی لوبیا در لحظه ی شکاف درد در آخرین گلبرگ هایم...! مجالی که هرگز نصیبم نشده بود. سرمست شده بودم چون باد ؛ چون برف. پندار که فرشتگان در رفت و آمد یک خلقت شگفتند !
بیهوشی من بود ؛ یا خوابی به بیهوشی ؟؟؟؟
حال با حضورتو عزیزترین من ... دوست داشتنی ترین من :
به امید به حقیقت پیوستن رویاهای شبانه ام و به امید نگاهی که شب را با آن سپری کرده ام روز را با گشودن چشمهایم آغاز میکنم ... آغازی دوباره
هر روز صبح بی آنکه خود خواهم ؛ احساس دوست داشتنت تنم را به لرزه در می آورد و غرور با تو بودن در لحظه هایی که می گذرد در عمق وجودم احساس میکنم.
حال از تو می گویم ؛ تک سوار دل من ... از تو که با رد پای خاطراتت لالایی شبانه ام می شوی
لحظه هایمان را یادت هست ؟ اولین دیدار ..؟؟؟ یادت هست چگونه دلم رسوایم کرد ؟
چگونه می لرزیدم ؟ و چشمهای تو ... از آنهمه شوق ...! دل دل دستهایم در هوس گرفتن دستهایت
حال در لحظه لحظه ی زندگی من صدای پای نگاهت که آمدی تکرار می شود !! هنوز دلم به لرزه در
می آید .
من ماندم و مشتی خاطره ... لبخند ... گریه ... قهقه ها ... اخم های تو .. بچگانه های من ...
همه ی اینها را در تار و پود ذهنم حک شده است .
حال که در لحظه های من جاودانه شدی ... حال که تمام روزهای سختم با تو آسان شده است ؛
حال که خوشبختی من در پخش زنده ی نگاه تو رقم می خورد :
تنهایم مگذار
همین !!!!
پی نوشت :
موضوع ماه آینده :
موضوع این ماه آزاده ! هر کی هر چی دوست داره میتونه بنویسه چون دیگه این آخرین
پست توی سال 87 می تونین از آرزوها و رویاهاتون که واسه آیندتون پیش بینی کردین بنویسین !
بازم دارم میگم هر کی دوماه پست نزاره حذف میشه
قرباااااااااان شما
سوشیانت




سلام دوستای خوبم...
کلی تشکر میکنم از همه ی دوستای خوبی که به موقع آپ کردن
به همراه تذکری برای افراد غیر فعال!
ما درصدد حذفتون هیستییییییییییییییییما بعدا نگین نگفتی![]()
امشبم با سوشیانت حرف زدم ـ یعنی دعوا کردم ـ 
به درخواست شما و خودم ازین به بعد پست بالای وبلاگ پست آخرین فردی که آپ کرده خواهد بود ![]()
منم قبلا هم گفتم بلد نیستم نامه اینا بنویسم
همین چند روز پیشم که با محمد چت میکردیم یه شعر ناز براش فرستادم گفتم اینو تو دفترم برای تو نوشتم! گفت مال خودته؟ من گفتم نه من ازینا بلد نیستم! کپی پیست بود! محمد گفت: " میدوووووووووووووووووووووووووووووووووونستم
"
من: ![]()
حالا من امشب نوبته آپ کردنمه ولی بلد نیستم نامه بنویسم فقط همینجا میگم:
محمد خیلی دوست دارم
یه داستان عاشقانه گذاشتم اگه دوس داشتید بخونید زیادم وقت نمیبره.البته سوشیانت میدونه سر شب بهش گفتم یه مطلب فوق العاده جالب میذارم در مورد عشق. اما هرچی گشتم پیداش نکردم. خیلی جالب بود. اگه پیداش کردم حتما میذارمش. فردا صبحم کنکور ارشد دارم نشستم تا نصفه شبی پای نت. حالا صبح برم کیک و آبمیومو سر جلسه بخورمو بخوابم![]()
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
Why do you like me..? Why do you love me?
I can't tell the reason... but I really like you
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
How can you say you love me?
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
I really don't know the reason, but I can prove that I love U
Proof ? No! I want you to tell me the reason
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
because your voice is sweet,
because you are caring,
because you are loving,
because you are thoughtful,
because of your smile,
من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي
باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
صدات گرم و خواستنيه،
هميشه بهم اهميت ميدي،
دوست داشتني هستي،
با ملاحظه هستي،
بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover's answer
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
The Guy then placed a letter by her side
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
No! Therefore I cannot love you
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
Because of your smile, because of your movements that I love you
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟
نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
Does love need a reason?
NO! Therefore!!
I Still LOVE YOU...
True love never dies for it is lust that fades away
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دليل ميخواد؟
نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Immature love says: "I love you because I need you"
Mature love says "I need you because I love you"
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم
"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه"

سلام به همه عزیزان
هیچی واسه گفتن ندارم.اما ...

ستاره ای بودم در تاریکی شبها...
با قلبی تنها که سالها در تنهایی خود با آسمان خلوت میکرد...
شبی...
همان شب...
ستاره بازیچه دست آسمان شد و چشمکی زد...
نمیدانستم آن زمان روی زمین میلادی نظاره کرد چشمکم را...
و چه آسان قلبم را تسخیر کردی...به یاد داری؟!!
قلبم را به تو دادم و گمان کردم برای همیشه خاموش شدم.
اما...
هرگز فکر نمیکردم میلاد دوباره ام باشی...
تا ستاره ای در آسمان زنده است دوستت دارم میلاد من.
ستاره شبهایت

