سلام دوستای خوبم. امیدوارم خودتون و دوس جوناتون خوب و عشقولی باشین.
من دو تا نامه برای دوس جونم نوشتم تا حالا. یکی ش که ولنتاین پارسال بود رو الان تو آپم می نویسم. یکی هم یه نامه بود که وقتی می خواست بره سربازی براش نوشتم و بهش دادم. لینک اون نامه رو هم میذارم. ایشالا که خوشتون بیاد.
تقدیم به دوس جونه عزیزم :
وقتی اومدی که دنیام سرد بود و خالی. سیاه بود و تاریک....
"دوستت دارم" بی معنی ترینه واژه هام بود. همه ی آدم ها پشته یه نقابه مهربون تو پلیدی ها دست و پا می زدن! و دروغ عادی ترین عادته این مردم بود....
تا تو اومدی و رنگارنگه عشقتو ریختی تو خاکستریه روزهام... دنیای پوچ و نا امیدم رو شکستی و لحظه به لحظه شو با صداقته حرفات از نو ساختی... بودن و داشتنت قلبه یخی مو لرزوند...
حس کردم می تونم دوستت داشته باشم و بدونه ترس از رفتنت بهت تکیه کنم....
گذاشتم که بباری تو همه ی وجودم٬ تو رگ هام جاری شی و منو از حسه عشقت پر کنی... حالا روزها می گذره و من در حالی تو ظلمته بی انتهای چشات گم شدم که دیگه نمی تونی متهمم کنی به اینکه "دوستت ندارم"...
اصلا مگه میشه؟! دستهای مهربونت تو دستام باشه . نگاه عاشقت تا ته وجودم رو لمس کنه٬ ولی قلبم پر از عشقت نباشه؟! ... خودت هم می دونی که محاله!
حالا روحمون در انتهای افق روزمرگی ها در هم تنیده.... من توام و تو جزئی از من... و عشقت انقدر وسعت داره که منه مغرور در برابرش یه ذره ی کوچیکم... یه ذره ی ناچیزم که فقط با تکیه به شونه های امنت می تونم به بلندیه بلندترین سروها باشم....
می خوام تکیه کنم به امن ترین پناه دنیا و بگم: حالا که شدم همونی که میخواستی تا همیشه ی همیشه فقط ماله من باش و تنهام نذار...
روز عشقو بهت تبریک میگم عزیزه دلم. متنه بالایی هم تمامه احساسم بود به تو. امیدوارم بپذیری.

نامه ای که برای سربازی رفتنش نوشتم.

